الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

167

الخصال ( فارسى )

روح راستى در استغفار است ، درستى نفس راستى در عذر خواهى است ، درستى عقل براستى عبرت گرفتن است ، درستى معرفت براستى سرفراز بودن است ، درستى سر سرشار بودن بعالم اسرار است ، درستى دل يقين راست و شناختن پروردگار است ، ذكر زبان حمد و ثنا است ذكر نفس كوشش و رنج است ، ذكر روح بيم و اميد است ، ذكر دل راستى و سادگى است ؛ ذكر عقل تعظيم و حيا است ، ذكر معرفت تسليم و رضا است ، ذكر سر مقام شهود حق جل و علا است شرح . اين روايت از نظر سند عامى و مرسل و موقوف است و از نظر متن مورد اعتراضاتى است . 1 - سوق مطلب و عبارت با مضامين اخبار ائمه معصومين مخالفت دارد و اشبه بمطالب و عبارات عرفاء و متصوفه است . 2 - معرفت و سر را از اعضاء شمرده و براى هر يك ذكرى و استقامتى بيان كرده و با اينكه معرفت و سر از صفات و افعال انسان است نه از اعضاء انسان مگر آنكه مقصود از معرفت يك مرتبه‌اى از روح انسانى باشد پس از وجدان حق بنا بر اتحاد عاقل و معقول و مراد از سر مرتبه‌اى از نفس ناطقه باشد پس از ادراك رتبه شهود حق و اين معنى با استقامتى هم كه براى هر يك از اين دو ذكر شده مناسب است زيرا كه ميفرمايد استقامت معرفت براستى سرافراز شدن است . و اين سرافرازى مناسب با اين مقام از روح كه داراى وجدان حق شده و مقام بندگى خود را دانسته و بدان سرافراز است از اين رو در نعت پيغمبر خاتم كه مصداق انسان كامل و داراى مقام استقامت است به حكم وَ اسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ عبده بر رسوله مقدم است و استقامت سر را بمقام شهود دانسته و با ذكرى هم كه براى هر يك از اين دو مقام بيان كرده مناسبت است زيرا كه ذكر معرفت را رضا و تسليم دانسته و آن مناسب با روح عارف است و ذكر سر را رؤيت ملاقات دانسته و اين مناسب با مقام شهود است . 67 - رسول خدا را هفت فرزند شد - امام ششم فرمود براى رسول خدا از خديجه شش فرزند شد دو پسر بنام قاسم و طاهر كه نامش عبد اللَّه بود و چهار دختر ، ام كلثوم ، رقيه ، زينب ، فاطمه ، على بن ابى طالب فاطمه را بزنى گرفت و ابو العاص بن ربيع كه مردى از بنى اميه بود زينب را گرفت و عثمان بن عفان ام كلثوم را بزنى گرفت ولى پيش از عروسى مرد و چون در ركاب پيغمبر بجبههء جنگ بدر رفت رقيه را به او تزويج كرد يك پسر هم بنام ابراهيم از ماريهء قبطيه براى رسول خدا شد و ماريه را